رَف از غَمِش . پشتِ سَرِششهرو تبِ . جنون گرِفرفت و همه وجودَمویه دردِ بی . اَمون گرِفزیرِ بارون توو دلِ شبتمومِ تنَم گریه شدساعتایِ شهر تاابدخوابِ همین . ثانیه شدتوو کوچه ها . یِ غم زدهمونده هنو . زَم ردِ پاشهرشب خَرا . بَم می کنهاز نو همه . خاطره هاش(به خاک و خون . نِشَس دلمرَف افتاد از نفَس دلمبه گوشِ یه دنیا رسیدچجوری رَف . از دَس دلم
برای دسترسی به تمام امکانات موزیکفا لـطفا وارد شـویـد و یا ثـبتنام کنید.